گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

51

كورشنامه ( فارسى )

معتاد مىشوند ، افراد نيز در نتيجهء كار مشترك با هم متحد و صميمى مىشوند و سربازان هنگامى در برابر دشمن ، متحد و با قوت دل آمادهء كارزار مىشوند كه به وضع و آمادگى و تمرين‌هاى خويش معرفت داشته متكى به نفس خود و قدرت خويش باشند . كورش براى خود خيمه‌اى وسيع آماده كرده با كسانى كه به سفرهء خويش دعوت مىكرد غذا مىخورد . در واقع اغلب رؤساى دسته‌ها را كه مىدانست صاحب رشادت و استعداد هستند به غذا دعوت مىكرد . هم‌چنين رؤساى رسد ، جوخه‌ها و حتى سربازان ساده را نيز به سفرهء خويش فرامىخواند . اتفاق مىافتاد كه يك گردان ، يك رسد يا جوخه را نيز دعوت مىنمود . در سر سفره همان غذايى را كه خود مىخورد به تساوى بين عموم حضار ، از سرباز تا فرمان‌ده ، توزيع مىكردند و سفارش مىكرد كه خادمان سپاه نيز با هم مساوى باشند . مىگفت بايد با عموم افراد و حتى خادمان با مساوات و با مراعات عدل و نصفت رفتار شود و بين آنها تبعيض قايل نمىشد . معتقد بود كه در سايهء يك‌چنين تربيتى است كه افراد وفادار مىمانند و در جنگ و ميدان كارزار مطيع و فرمان‌بردار و فعال مىشوند و با احتياط و پختگى وظيفهء جنگى خويش را انجام مىدهند و با سرعت و صميميت و نظم و چالاكى كه بهترين و برازنده‌ترين فضايل يك سرباز در ميدان جنگ است ، تكاليف مقرره را به پايان مىرسانند . نسبت به خادمان اردو نيز توجه خاصى مبذول مىداشت و معتقد بود بايد به نحوى آنان را بار آورند كه از اجراى هيچ كارى امتناع نكنند ، بلكه فرامين ما فوق را بانهايت چالاكى و صحت انجام دهند .